|
دوشنبه 5 آبان 1382
| 9 نظر
آنچنان که به نظر مي رسد ، سخنان خانم عبادي پس از ورود به ايران و قبل از آن درباب مقوله سازگاري اسلام و حقوق بشر و تاکيد بر پرهيز از تظاهرات و اعتراضات و دعوت همگان به رعايت احکام اسلامي، به نوعي ايجاد توازن متاثر ازخرق عادت متهورانه و شيرين وي در برداشتن حجاب و نقاب، به هنگام دريافت جايزه نوبل بوده است. گويي خانم عبادي قصد داشته است به نوعي دل همه زنان، ايرانيان و مسلمانان را به دست آورد. هر چند به نظر مي رسد نتيجه اين اقدامات ، طرفداران هيچ يک از اين طيف ها را راضي نکرده و به آن صورت نتوانسته است توازني ذهني ، بين برداشتن حجاب و سازگار خواندن اسلام موکد بر حجاب با حقوق بشر ، بوجود آورد. شادي هاي ما اما ، پس از دريافت جايزه صلح نوبل ، تا آن اندازه عميق و چند بعدي بود که اظهارنظرهاي نه چندان زيرکانه سرکار خانم عبادي پس از دريافت جايزه نيز، کمترين تاثير منفي را بر روند مثبت آن خواهد گذاشت. به زعم من کمترين تاثيرات اين جايزه در سه مقوله زير به وضوح قابل رويت بوده و بي شک در آينده، تاثيرات بيشتري از آن نمايان خواهد شد. 1- تقويت اعتماد به نفس و خودباوري جامعه زنان و پيدايش الگويي نو برگزيده شدن خانم عبادي ، به خودي خود ، افقي جديد را بر فضاي ذهني زنان ايراني باز گشايي کرده و نقطه عطفي بر نمودار حضور تاريخي زنان ، خواهد شد. اين مساله به حدي قوي است که هرگونه اظهار نظر سنجيده و يا نسنجيده خانم عبادي در باب مقولات مختلف ، کوچکترين تاثيري بر اهميت ماجرا نمي گذارد. ايشان خواه ناخواه نقطه عطف نموداري شده است که تا به حال کمتر در مناسبات کلان اجتماعي وسياسي تاثير مستقيم داشته است . اين بسته به عملکرد خود ايشان است که چگونه مي خواهد ارايه دهنده الگويي شايسته براي جامعه زنان ايراني و حتي مسلمان باشد. 2- تقويت جايگاه روشنفکران مستقل و پررنگ شدن مبحث حقوق بشر ضمن انکه پيوندي که خانم عبادي با کانون نويسندگان، نيروهاي ملي و مذهبي ، وکلا و ساير نيروهاي فرهنگي و سکولار سياسي دارد ، سبب تقويت جايگاه اين طيف در مجامع جهاني و سنگين شدن وزن سياسي اين گروه ها مي شود. به دليل وسعت جو خفقان و فشاري که اين چند ساله بر گرده اين عزيزان بوده است ، به يکباره احساسي بي نهايت شورانگيز و شادي آور در درون اهالي فرهنگ و هنر بوجود آمده و ناخودآگاه احساسي شاد و پراميد ، همه وجودشان را لبريز کرد. 3- شناخته شدن و شکل گيري نيروي عظيمي به نام « ما» جنبه ديگر قضيه هم به اين برمي گردد که جامعه جوان ايراني به اين باور رسيد که جو غالب جامعه جهاني ، دوستدار صلح و آرمانهاي ناب انسان گرايانه است و مي توان بدون باج دادن آنچناني به دولتهاي مقتدر ، از راه تاکيد بر صلح و ارزشهاي اخلاقي ، ضمن همراه کردن افکار و اجماع جهاني ، به اهداف و آرمانهاي بزرگي دست يافت. آيا سازگاري اسلام با حقوق بشر ممکن است؟ همه اين مواردي را که اشاره کردم و چند مورد ديگر که در مقاله هاي بعدي خواهم نوشت ، حاکي از اثرات بسيار مثبت و شادي آفرين اين حرکت انسان مدارانه بود. و اما مساله مهمي که فکر مي کنم منجر به تنگ شدن دايره حضور شخص شيرين عبادي در ذهن بسياري شده است؛ رفتار، گفتار و پندار ايشان پس از دريافت جايزه صلح نوبل بود ه است. سخناني که خانم شيرين عبادي در مورد سازگاري اسلام با حقوق بشر ارايه کرده است و پافشاري بيش از حد بر آن ، اين ذهنيت خفيف را بوجود آورده است که گويا يکي از شرايط اهداء جايزه، تاکيد بر زمينه هاي سازگاري اسلام و مفاهيم جديد دنياي معاصر بوده باشد. همانگونه که قبلن هم نوشته ام به نظر مي رسد که دنيا به شدت دنبال منطقي و مفيد کردن روحيات بنيادگرايي حاصل از تفکر تلفيق دين و حکومت است. هرچند وجود عاملي به مانند فقه در مکتب شيعه ، امکان تعريف شرايط جديد و تکليف هاي جديد براي مقلدين خويش دارد اما وجود عاملي به اسم مصلحت اسلام و مسلمين که بوجود آورنده اکثر احکام ثانويه بوده است ، پويايي و اثرگذاري عميق تکاليف فقهي را تحت االشعاع قرار مي دهد . به عنوان مثال مصلحت مسلمين به زعم بعضي مراجع ، روزي ايجاب مي کرد که خانه هاي خصوصي مردم مورد وارسي قرارگيرد. در اين ميان فتاوي عجيبي در تائيد اين عمل از سوي مراجع ارايه مي گرديد. اين در حاليست که همان مراجع، هم اينک دقيقن مخالف آن فتواهاي قبلي خود را به ظن قاطع ارايه نموده اند.(در اين ارتباط مباحث آقاي قرائتي هم در توجيه سفارش اسلام بر تعدد فرزندان وبعدها ارايه سفارشات اسلام در توجيه فرزند کمتر ، زندگي بهتر ؛ قابل تامل و بررسي است). سعي بيش از حد متوليان روشنفکري ديني بر بيرون کشيدن معاني و مفاهيم نوين از دل ساختار عربي اسلام ، بن بستهاي بسيار و گره هاي کوري را بر مسير تلاش براي آزادي و دموکراسي ايجاد کرده است. اين درحاليست که درصورت موفقيت ، البته پس از چند صد سال ، اين موفقيت به درصد کمي از مسلمين که همان شيعيان باشند تسري خواهد يافت و قاعدتن بازهم انتظار جهانيان برآورده نخواهد شد. غرض اصلي از طرح اين مباحث ، به دليل تاکيد مصرانه خانم عبادي بر سازگاري اسلام و حقوق بشر بود. خانم عبادي مي توانست همان گفتمان اوليه خود مبني بر «جدايي دين از سياست» را با کمال ايمان و جديت دنبال کرده و روزه شک دار نگيرد. تاکيد خانم عبادي بر اين مساله ، ناخودآگاه ايشان را وارد دعواي بزرگي کرده است که تمامن سياسي بوده و اگر از ديدي مثبت نگاه کنيم ، بر پايه مصلحت ايران و يا جهان استوار شده است. هرچند ممکن است احساس خانم عبادي بر منطقشان در ارايه اين نظر فايق آمده باشد ، اما در صورتي که خانم عبادي بخواهد خود را به عنوان يک نيروي مستقل و ملي معرفي کند ، بايستي توان ارايه استدلال هاي عقلي و علمي، براي اثبات اين نظريه خود را داشته باشد. |