فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. فرودگاه را با نور چشم هايمان روشن کنيم
سه شنبه 22 مهر 1382 | 8 نظر

چه روز شيريني خواهد بود امروز. اين چند ساله اخير، هيچگاه رغبت داشتن دوربيني براي ثبت لحظات را نداشتم. چه را مي خواستيم ثبت کنيم؟ .. غم را؟ .. اندوه به بند کشيده شدن آزادي و غم سترگ در محاق رفتن عدالت را؟ .. ديوارها و عمارت هاي اندوه گرفته شهر را؟ .. امروز اما ، بي اختيار و بي قرار ، براي ثبت شادي هاي شهر ، براي ثبت چشم هاي شاعر ، چشم هاي خيس ، چشم هاي غرق در اشکهاي بي بغض و بي اختيار، براي ثبت اوج صفا و مهر فرزندان زمانه ام ، براي ثبت زندگي، در جستجوي دستگاهي براي ثبت اين لحظات ماندگار بر آمدم *.

چرا شاديم ما ؟
آقاي سجادي ، دوست من ، تو مي تواني مرا و همگان را تحقيرکني که گرفتار بيماري رواني حادي شده ايم. حدس مي زنم تلافي اقدام احتمالي خيل خسته گاني را مي کني که درصورت گرفتن جايزه نوبل توسط هاشم آغاجري ، جفتک و متلک بارت مي کردند. اما اشتباه مي کني. هاشم آغاجري و همه اصلاح طلبان اهل خطر، عزت خود را دارند، اما کاش فقط به تفاوت هاي ظاهري و مقطعي اين انتخاب نمي نگريستي. به تاريخ بنگر ، به اوج بي رحمي و ظلمي که بر زنان ميهن ما ، در بحث هاي کلامي و فقهي و در پي آن ، در رويکرد عملگرايانه من و تو و همگان رفته است. زنان و دختراني را به ياد آر که در بيغوله اي بي الگو ، جرات فرياد زدن الگويي نو را نداشتند و مجبور به نافرزندي زمانه خويش بودند. زناني را بنگر که لحظه لحظه ي زندگيشان ، سرشار از تحقير و تهمت و افترا شده بود. بهشت زيرپايشان را درگوششان زمزمه مي کردند و جهنمي عذاب به جانشان مي ريختند ..

اما حالا خواهي ديد که دنيا دنبال چه بوده است . خواهي ديد که رندان دنيا ، باهوش تر از آني هستند که فريب لحظاتي اندک را بخورند. خوشحال بايد بود که براي يکبار هم که شده ، نبوغ و رندي آنها، سرچشمه زلالي را بر ما گشوده است. تو هم شاد باش. تو هم بيا و به همه دوستانت پيغام بده تا بيايند .. و اگر احساس خوبي نداري به يکي از منابع کتابهاي روان شناسي خويش رجوع کن و جوياي احوال شو . گاه اما موضع آسيب شناسانه، خود به شدت آسيپ پذير مي شود... بگذريم.

موعد و ميعاد کي و کجاست؟
اولين بار ، سايت زنان ايران ، موعد را سه شنبه 23 مهر عنوان کرد. اما درستش همان 22 مهر، يعني همين امروز، خواهد بود ... از سوي ديگر، سايت گويا هم به نقل از رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران ، روز سه شنبه 22 مهر و 4 اکتبر را ذکر کرده است .. که 4 اکتبر نبوده و 14 اکتبر مي باشد .. به هرحال تاريخ و زمان واقعي اين پرواز که بايد ماندگار شود و منشا تاريخي نو گردد ، 22 مهر 82 و 14 اکتبر 2003 خواهد بود. امروز فرودگاه را با نور چشم هاي خويش روشن خواهيم کرد.


* امروز بالاخره رفتم اين دوربين و اين کارت را خريدم.. تمام پس اندازم را بي خيال شدم .. امشب لابد بايد با پاي پياده تا فرودگاه گز کنم .. منتظر گزارش هاي خبري به همراه تصاوير زلال باشيد .. اميدوارم که اتفاق ناگواري نيفتد.



» نوشته شده در ساعت 05:44 توسط باباي عرفان | 8 نظر
گفتني هاي ديگران : [ 8 مورد ]

شبح : [+]

سلام شادى شاعرانه ى عزيز!
اولا خيلي خوش حال هستم كه همه در كنار هم هستيم.
حالا مي خواستم بگم متاسفانه مثل اين كه اين ترك بك درست كار نمى كند چون تا به حال چند بار نشانى دنبالك تو را پينك كرده ام و نشده است! امروز هم اين كار را كردم كه ظاهرا درست نشده!

October 14, 2003 12:07 PM

شبح : [+]

الان ديدم درست شده مثل اين كه من عجله كردم! :(

October 14, 2003 12:07 PM

yosef : [+]

همه چيز درست و بجا بود. كاش در آخرين جمله ات دليلي مي يافتي كه جاي نگراني نيست. اتفاق ناگواري وجود ندارد . يادمان كه نرفته حديث آن بزرگمرد كه گفت اگر مرگ را از اين همه فراتر باشد حاشا حاشا كه هراسيده باشم.

October 14, 2003 12:43 PM

هوشنگ : [+]

به نظر من شما دست کم امروز برخي ها را به بزرگواری خودت به بخش. به بين اين برخي ها روح ملي، روان ملي، احساس ملي را همانقدر مي فهمند که منافع ملي را فهميده اند. به نظر شما چه درکي از منافع ملي داشته اند، در اين همه سال؟ روان ملي ما، خود باوری ملي ما از قاعده ساده ای پيروی مي کند. بر عليه هيچ کس نشانه نرفته است. و ديگر اينکه بايد کساني بوده باشند که به حقوق خود آشنا بوده و به آن پای فشرده و از آن دفاع کرده باشند، تا یکي از آنها و در دفاع از آنها در جهان به جايي برسد که خانم عبادی رسيد. اين چيزها محصول نهايي تلاش جمعي و گروهي است که به اقتضای زمانه گاه از روزنامه ها و گاه از صندوق رای و گاه از خيابان و ... سر مي آورد، بالاخره روزی در نمايندگي های مردم قرار گيرد. مي گويي پس اوين و خاوران چه؟ بله با دريغ و درد در گذرگاه خود از هم مي گذرد. و از آن ها تنها داغ نمانده است، آتش عشقي هم هست که امروز در جشن خنده ها مي گويد: جای لاله ها خالي.

خيال دوست گل افشان اشک من ديدست،
هزار شکر که اين ديده شرمسارش نيست.

October 14, 2003 01:43 PM

yekpanjere : [+]

فقط خدا كند امشب چشممان به بعضي ها نيفتد!

October 14, 2003 02:02 PM

Aria : [+]

..... فقط اميدوار باش كه اتفاق وخيمي نيفته!.

October 14, 2003 09:02 PM

علي : [+]

آقا همدليم. كاش يه ذره اون تعصبات ايدئولوژيك رو كنار مي گذاشتند

October 15, 2003 03:05 AM

Mortgage Refinance : [+]

Wasting time is an important part of living.
Mortgage Refinance http://www.refinance-mortgage-com.com

November 15, 2004 04:44 PM

لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
چه روز شيريني خواهد بود امروز. اين چند ساله اخير، هيچگاه رغبت داشتن دوربيني براي ثبت لحظات را نداشتم. چه را مي خواستيم ثبت کنيم؟ .. غم را؟ .. اندوه به بند کشيده شدن آزادي و غم سترگ در محاق رفتن عدالت را؟ .. ديوارها و عمارت هاي اندوه گرفته...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2