|
سه شنبه 22 مهر 1382
| 8 نظر
چه روز شيريني خواهد بود امروز. اين چند ساله اخير، هيچگاه رغبت داشتن دوربيني براي ثبت لحظات را نداشتم. چه را مي خواستيم ثبت کنيم؟ .. غم را؟ .. اندوه به بند کشيده شدن آزادي و غم سترگ در محاق رفتن عدالت را؟ .. ديوارها و عمارت هاي اندوه گرفته شهر را؟ .. امروز اما ، بي اختيار و بي قرار ، براي ثبت شادي هاي شهر ، براي ثبت چشم هاي شاعر ، چشم هاي خيس ، چشم هاي غرق در اشکهاي بي بغض و بي اختيار، براي ثبت اوج صفا و مهر فرزندان زمانه ام ، براي ثبت زندگي، در جستجوي دستگاهي براي ثبت اين لحظات ماندگار بر آمدم *. چرا شاديم ما ؟ اما حالا خواهي ديد که دنيا دنبال چه بوده است . خواهي ديد که رندان دنيا ، باهوش تر از آني هستند که فريب لحظاتي اندک را بخورند. خوشحال بايد بود که براي يکبار هم که شده ، نبوغ و رندي آنها، سرچشمه زلالي را بر ما گشوده است. تو هم شاد باش. تو هم بيا و به همه دوستانت پيغام بده تا بيايند .. و اگر احساس خوبي نداري به يکي از منابع کتابهاي روان شناسي خويش رجوع کن و جوياي احوال شو . گاه اما موضع آسيب شناسانه، خود به شدت آسيپ پذير مي شود... بگذريم. موعد و ميعاد کي و کجاست؟
»
نوشته شده در ساعت 05:44 توسط بابای عرفان
| 8 نظر
موضوع :
» اجتماعي و فرهنگي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● تنفس در فضای عمومی جامعه ● تلاش ِهوشمندانهی حاج منصور و فاطمهی رجبی در مصادرهی نفرت ● حسن آقای ِ من ..
نحوه نگارش :
روايت ديگران
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● از اين هم بايد بي رحم تر بود ● اميد ميلاني ، اين خائن خود فروخته مردم فروش !! ● سخنان جالب بهروز افخمي گفتنیهای ديگران : [ 8 مورد ]
شبح : [+] سلام شادى شاعرانه ى عزيز! الان ديدم درست شده مثل اين كه من عجله كردم! :( October 14, 2003 12:07 PM yosef : [+]همه چيز درست و بجا بود. كاش در آخرين جمله ات دليلي مي يافتي كه جاي نگراني نيست. اتفاق ناگواري وجود ندارد . يادمان كه نرفته حديث آن بزرگمرد كه گفت اگر مرگ را از اين همه فراتر باشد حاشا حاشا كه هراسيده باشم. October 14, 2003 12:43 PM هوشنگ : [+]به نظر من شما دست کم امروز برخي ها را به بزرگواری خودت به بخش. به بين اين برخي ها روح ملي، روان ملي، احساس ملي را همانقدر مي فهمند که منافع ملي را فهميده اند. به نظر شما چه درکي از منافع ملي داشته اند، در اين همه سال؟ روان ملي ما، خود باوری ملي ما از قاعده ساده ای پيروی مي کند. بر عليه هيچ کس نشانه نرفته است. و ديگر اينکه بايد کساني بوده باشند که به حقوق خود آشنا بوده و به آن پای فشرده و از آن دفاع کرده باشند، تا یکي از آنها و در دفاع از آنها در جهان به جايي برسد که خانم عبادی رسيد. اين چيزها محصول نهايي تلاش جمعي و گروهي است که به اقتضای زمانه گاه از روزنامه ها و گاه از صندوق رای و گاه از خيابان و ... سر مي آورد، بالاخره روزی در نمايندگي های مردم قرار گيرد. مي گويي پس اوين و خاوران چه؟ بله با دريغ و درد در گذرگاه خود از هم مي گذرد. و از آن ها تنها داغ نمانده است، آتش عشقي هم هست که امروز در جشن خنده ها مي گويد: جای لاله ها خالي. خيال دوست گل افشان اشک من ديدست، فقط خدا كند امشب چشممان به بعضي ها نيفتد! October 14, 2003 02:02 PM Aria : [+]..... فقط اميدوار باش كه اتفاق وخيمي نيفته!. October 14, 2003 09:02 PM علي : [+]آقا همدليم. كاش يه ذره اون تعصبات ايدئولوژيك رو كنار مي گذاشتند October 15, 2003 03:05 AM Mortgage Refinance : [+]Wasting time is an important part of living.
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |