يادداشت‌های بابای عرفان
. قـاضـی پـرويـزي‌ و قتل هاي استخاره اي کرمان
سه شنبه 15 مهر 1382 | 5 نظر

امروز از جلسه دادگاه نقل قول کرده و درنهايت اين گفتگو را نوشته است :


قاضي‌: اگر شما را آزاد كنند شما بـاز هم‌ اگر نسبت‌ به‌ شخصی به‌ اين‌ اعـتقاد برسيد كه‌ اين‌ فرد مهدورالدم‌ اسـت‌ آيا نسبت‌ به‌ قتل‌ اين‌ فرد اقدام‌ مي‌كنيد؟
يا عباسي‌: خير
قـاضـي‌: پس‌ اين‌ چگونه‌ اعتقادی اســـت‌ كــه‌ پـنــج‌ نـفــر را بــه‌ اعـتـقــاد مـهــدورالــدم‌ بـودن‌ كشتيـد امـا حـالا نمي‌خواهيد بر اين‌ اعتقاد باشيد؟

اين درست است که قاضي، وظيفه اش را در توجيه غيراعتقادي بودن قتل ها انجام داده است .. اما به تعريف قاضي از «اعتقاد» دقت کنيد .. به عبارتي ديگر براي قاضي خيلي عجيب بوده است که چگونه مي شود فردي مومن که مهدورالدم بودن يکي برايش مسجل شده ، دست از اعتقاد خويش به آدم کشي بشويد .. قطعا اين قاضي محترم ، کلي از اين کشف ، خوش خوشانش شده و به بالادستيان خويش اطمينان داده است که نه بابا اينها معتقد نبوده اند آقا .. اينها از روي هوس آدم کشته اند والا مگر مي شود مسلماني واقعي ، تکليفي شرعي بر دوشش احساس کند و آنگاه از زير بار ادايش شانه خالي کند ؟

راست مي گويد اين بنده خدا .. آخر اين ديگر چه نوع اعتقاد مزورانه ايست که مد شده است .. اگر مي گويي بايد بميرند پس چرا شليک نمي کني ؟ .. عجب زمانه اي شده به مولا :) .. به گمانم تنها ملجا ذهني اين قاضي ، جناب نواب صفوي و ساير محارب کشان و پايمردان حرفه اي فرقه اي باشند .. مومناني راسخ که تا پاي جان حاضرند براي کشتن ديگري پيش روند .. ياد مهدي نصيري مجله صبح به خير که مي گفت : «من حاضرم بميرم تا تو نتواني حرف بزني ..»

مطلق گرايي شديدي که نوع نگاه به اعتقادات ديني در يک ذهن آکبند و دراختيار، ايجاد مي کند .. آنچنان است که باور کنار گذاشتن اعتقادي که حتي با جان آدميزاده گان در ارتباط است را نيز در مخيله اش نمي گنجاند... البته اين قاضي تقصيري ندارد چونکه اگر مي خواست نسبي گرا باشد ، شرايط اجتهاد و احتمالا تقوايش براي بدست گرفتن منصب قضاوت زير سوال مي رفت ..



» نوشته شده در ساعت 03:53 توسط بابای عرفان | 5 نظر
گفتنی‌های ديگران : [ 5 مورد ]

yekpanjere : [+]

بد جوري معلوم نيست عدالت كجا...؟ بگذريم. نگذريم؟

October 7, 2003 04:06 PM
Aria : [+]

... خدا بدر اير.ح بزشكزاد را بيامرزه كه زندگي دائي .حان نايلئوني ما ايرانيها را داستان هميشگي كرد. واقعا كه آدم مي مونه با كدام زبان با اين احمقها بايد سخن بگه. ( گمون كنم من قديمها زياد اين .حا مي اومدم همينطور به وبلاگ همسرتان سر مي زدم. ( راهزن ). يه هو سرم شلوغ شد و يادم رفت. دوباره ميام. البته مي ذارمت تو " .حهانخانه " كه فراموشت نكنم )

October 7, 2003 08:45 PM
pouyan : [+]

:)

October 7, 2003 09:17 PM
علي : [+]

من برداشت ديگه اي از حرف قاضي دارم. شايد هم منظورش هموني كه شما ميگي باشه, ولي به نظرم اين حرف ميتونه يه جور ترفند منطقي هم باشه كه طرف رو به تناقض و لذا پذيرش جرمش بكشونه. اينجا قاضيه نيست كه داره اعتقادش رو ميگه بلكه اون متهمه كه بايد حرف بزنه. از اين چيزا !

October 8, 2003 01:25 AM
حسن : [+]

بجاي اينكه ايراد از قاضي داشته باشيم آيا بهتر نيست از كساني داشته باشيم كه افكار مردم كشي رواج مي دهند

March 24, 2004 12:06 AM
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]