|
چهارشنبه 26 شهریور 1382
| 7 نظر
1) تناقض وارده به سيگاري هاي متشرعي که کمتر به دنبال آبجو ، شراب ، و ساير محرمات رفته اند را خوش باش مي گويم .. با نگاهي اجمالي، تشرف رسمي به وادي گناه را، به همه اعضاء تحريريه کيهان، آقاي معلم، ميرشکاک و باقي حجج ، آيات و شاخ و برگ هاي مربوطه ؛ تهنيت مي گويم . 2) با اين وضع، شايد فردا روزي – البته اگر باشد از پس امروز - نفس کشيدن در هواي تهران هم به دليل امکان آسيب رساني به جان خويشتن، وبه دليل مخالفت شرع با هرگونه ظلم به خويش و يا ديگران! ، حرام خواهد شد ... 3) يک سوال : : گليم اينها بزرگ شده است يا عمر لنگ هاي مبارک شان به درازا کشيده شده ؟ .. يا که نه .. اصلا اينها گليم خودشان را انداخته اند ته دره و در فکر تصرف گليمي ديگرند؟ .. (اين گليم جديد هرچند به نوع انساني اش نزديکتر است اما به دليل دزدي بودن، فاقد صلاحيت شرعي براي استعمال و خوابيدن خواهد بود .. ) 4) «سيگار آزادي» يادتان هست؟ .. شايد اين فتوا ، سنجشي باشد براي قدرت فتواهاي جديد .. اول ببينند مي توان دين را با سيگار در انداخت .. درصورت پيروزي، حکم کامل و نهايي درباره آزادي هم صادر خواهد شد .. فتواي احتمالي آينده : به دليل ظلمي که بر حکام مي شود، هر نوع قرائت از آزادي، حرام است .. ( البته سيگاريهاي هم بند مي دانند که عمرا زور کسي به سيگار برسد!) 5) يکي مي گفت : دين افيون توده هاست .. حالا اگر هم بود لابد اعتراض مي کرد که يک «سيستم افيون ساز» مي خواهد کار خدرکردن توده ها را انحصاري کند .. و همه اين حرفها براي گسترش دادن حيطه تخدير خود است .. عجب حرفي مي زد ها .. البته اگر بود! |