|
یکشنبه 16 شهریور 1382
| 1 نظر
از بالاي آرنج تا نوک انگشتان دستانم ، کرخت شده .. گاهکي تيري مي کشد و گاهي ديگر شمشير .. در ايام جوانتري که همه نوع مخدرات را آزمايش کرده بودم و گاه بين شش تا يکسال تمام معتادشان بودم ، اينچنين نشده بود .. آري به گمانم که نه، به باور رسيدم که مصرف نکردن علف و ام الخبايث و گرد سفيد و تل ، خماري و حسرت غيرقابل تحملي نيست در مقابل اين معجون نئشه کننده نوشتن و حجم کرختي حاصل از ننوشتن .. خوبي نوشتن اما به اين است که حتي در گوشه زنداني، خواهي توانست ناخني به ديوار کشي و بنويسي : اين خطهاي پر خبط را .. کرختم کرده است اين لامروت .. خط. |