يادداشت‌های بابای عرفان
. آتش نشانان زن در کرج
چهارشنبه 5 شهریور 1382

زيتون و حکايت آتش نشانان زن در کرج :
«فقط مسئولشون يه جمله اي گفت كه تعجب كردم ..گفت: اينها براي كمك كردن به مصدومين زن تربيت شدن!! ..فكر كردم: مثلا يه آتيشنشان زن وارد يه ساختمون ريخته شده مي شه و مردي از زير آوار كمك مي خوادو اين خانوم مي گه ببخشيد شما آقاييد و من اجازه ندارم دست به شما بزنم...
يا داره از چاهي پسري رو بيرون مي كشه و تا بالا كه آوردش ،سن پسر رو مي پرسه و وقتي مي بينه 14 سال بيشتر داره چون به سن بلوغ رسيده و دست زدن بهش حرومه ..يهو از اون بالا ولش مي كنه پايين ..چون اگه رئيسش بفهمه توبيخش مي كنه !
»



» نوشته شده در ساعت 01:53 توسط بابای عرفان
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]