|
چهارشنبه 18 تیر 1382
عجب مخی ازم کار گرفته هودر .. دو سه ساعته دارم فکر می کنم واقعا اگه بخوام به يه خارجی، ايران و ايرانی را معرفی کنم چی بهش بگم .. الان به جز تعلقات خاص احساسی و عاطفی يک آدم شرق زده، چيز ديگه ای فعلا تو وجود من نيست که اونم قطعا خريدار آنچنانی نداره ..
1- به گمانم آخرش بايد بری سراغ نبش قبر تاريخ فرهنگ و هنر ايران قبل از اسلام و ايران قبل از ويرانی مغول و ايران قبل از صفويه و ايران خانمی که هزارتا چيز داشته اما الان هيچی واسه ی عرض اندام نداره ... تاريخی سرشار از بی قراری ... 2- بعدش به ذهنم می رسه که ببرمش تو دهات خودمون ، يا به کوه و جنگل و کوير .. اما قطعا اونجاها هم اون نمی تونه به اندازه من لذت ببره .. چون خاطره های خوب و بد من هستند که اونجا رو زيبا و زشت کرده اند .. واصلا دنيا پرشده از مکان های خوب و زيبا که خاک و خل های مراکز جاهای خوش آب و هوای اينجا فقط و فقط بوی فقر می ده و فراموشی. 3- متاسفانه هنر ايرانی هم ، حتی اگر به شدت تاثيرگذار باشد .. بيش تر حس نوستالوژيک آدم رو تحريک می کند تا حس شادی آدم را .. بيشتر از آدم انرژی می گيرد تا اينکه انرژی بدهد.. دلم نمی خواد اشک مهمونم رو دربيارم ، سرش کلاه بذارم بعدش هم ببرشم تو وادی مجازی اشراق . 4- از شراب ايرانی، شيرينی و هفت سين ايرانی و اصولا روحيه اصيل شاد ايرانی براش بگم که اونم فعلا متمرکز شده رو روزهای خاصی مثل نوروز و جشن مهرگان و خيلی روزهای نادر ديگر .. و اونم با يه مشت فرهنگ و سنت التقاطی ديگه الان ديگه جون نداره! 5- در نهايت به خاطر اينکه کم نياورم مجبورم رو استعداد ذاتی و نژاد و هوشمندی و خلاقيت ايرانيان تمرکز کنم که اونم با اين دم خروس حکومت - که قاعدتا بايستی چکيده استعداد و توانمندی های يک ملت باشه - بدجوری کنف کننده است . می دونيد چيه؟ اصلا وقتی آدم خودش تو خونش احساس راحتی نمی کنه .. مگه مرض داره مهمون دعوت کنه .. همه دارن از اين خونه فرار می کنن اونوقت .. اصلا همونايی که الان خارج از ايران هستند بهتر می تونن احساسشون ودرکشون رو بيان کنن.. اصولا ما وقتی چيزی رو از دست می ديم تازه يادمون ميفته که نه آنقدرها هم که در تصورات ما بوده ناجور و ناميزان نبوده .. آره باباجون بگيد ببينيم چيه اين ايران؟ * مثلا من قرار بوده از شادی ها و خوبی ها بنويسم ها .. هيچوقت گول نخوريد! مگه تخلص اخوان ثالث، اميد نبود؟ .. به اميد شادی های شاعرانه يا غيرشاعرانه در پی لحظه ها و ايرانی درخور .. »
نوشته شده در ساعت 06:37 توسط بابای عرفان
موضوع :
» اجتماعي و فرهنگي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● تنفس در فضای عمومی جامعه ● تلاش ِهوشمندانهی حاج منصور و فاطمهی رجبی در مصادرهی نفرت ● حسن آقای ِ من ..
نحوه نگارش :
» مقاله
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● قتل ِ نوجوانان : تهدید ِ عریان یا تغذیهی دراکولا؟ ● چاره گاه ِ انتخابات؛ ماندگاری، مسخ یا مرگ؟ ● حکم ِ ارتداد ؛ بن بست ِ انديشه ، آغاز طغيان بر ضد ِ دين
نحوه نگارش :
» وبلاگانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● وقتِ عریانیِ خویش است اکنون.. ● دیوانه مباش ● تقوا، پرنو، اروتیک
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |