|
شنبه 26 بهمن 1381
درود بر شمایی که تماشاگر لحظه های شاد هستید از امروز به اجبار همسرم (به علت گرفتارهای شغلی او) و برای تداوم لحظه های شاد شاعرانه با نوشتاری دست و پا شکسته و نه به قدرت نوشتار بابای عرفان می نویسم امید است که با یاری یار همیشه همراهم بتوان از سکون و سکوت شادی جلوگیری کنم .البته من تا پایان این وظیفه سعی می کنم باز از زبان بابای عرفان و از نوشته های او بنویسم .و امیدوارم این وبلاگ مشترک باعث اختلاف ما نشود. مانند بعضی از دوستان که بعد از مدتی شراکت وبلاگی اختلافات شان بالا گرفته و بر سر نوشتن داد و هوارشان به عرش سایت می رسد.و آخ آخ . |