|
شنبه 26 بهمن 1381
سبز است و سرخ * امروز روز سختی برای ما بود بیچاره عرفان از دست ما بزرگترا کلی کلافه شده بود آخه امروز دکتربراش اکوی قلب نوشت. گفته بود یه صدای اضافی در قلب کوچک و نازنین او وجود داره ماهم برای اینکه به قول دکتر روزه شک دار نگرفته باشیم عرفان را برای نوار قلب و اکو حاضر کردیم . . اولش فکر می کرد داریم باهاش بازی می کنیم می خندیدو به سبک خودش با ما حرف می زد اما وقتی خانم پرستار انبرهای مخصوص نوار قلب را بدون مقدمه به پاهاش وصل کرد چشمتان روز بد نبیند شروع به جیغ زدن کرد حالا جیغ بزن تمام بیمارستان را خبر کرد (آخه جیغ عرفان معروفه؟) به هر حال بعد چند دقیقه از دست گاز انبرهای که آزاد شد شروع به غر زدن کرد که درد داشت.... ماهم با سنگدلی تمام منطقی باهاش حرف می زدیم .(امان از دست این آدم بزرگها) بعد از این رفتیم پیش دکتر که نوار قلب را ببیند و نظر بده که جریان از چه قراره که عرفان چشمش به دستگاه اکو خود که خیلی شبیه کامپیوتر بود ولجبازی که من پشت دستگاه بشینم بازی کنم با هر مکافاتی دکتر معاینات ظاهر را انجام دادو گفت بهتر اکو بشه لباسشو در بیارید و درباره عرفان و بیمارستان ..... در انتها دکتر گفت که بچه سالمی دارید واین صدا( صداي بی گناه است) و نشانه سلامت قلب عرفان است ..........به هر حال بگذریم از هزینه این معاینات بیچاره بچه حسابی جیغ زده بود . یه روز یه نفر به من گفته بود به حرف دونفر هیچ وقت گوش نکن چون اونا فقط برای مردم حرف می زنند یکی دکترا یکی هم آخو..ها نمی دانم در مورد اول که ما داریم به همین نتیجه می رسیم .
»
نوشته شده در ساعت 23:24 توسط بابای عرفان
موضوع :
» اجتماعي و فرهنگي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● تنفس در فضای عمومی جامعه ● تلاش ِهوشمندانهی حاج منصور و فاطمهی رجبی در مصادرهی نفرت ● حسن آقای ِ من ..
نحوه نگارش :
» شاعرانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● بهنام آزادی بیان: رونمایی و انتشارِ رمان ● بهنام انسان: بیامضاء باشتر از خویش ● بهنام روشنگری: ترانهی خورشید
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |