|
پنجشنبه 15 اسفند 1381
از وقتي که مردم 2 خرداد را آفريدند .. دلسپرده گي به اصلاحات در کشوري یخ زده و خسته ، در جان شيفته گان افتاد .. اکنون هم بسياري به خاطر همان دلسپرده گي و به علت احساس گرايي ، شديدا مغموم و اندوهگين شده اند .. حق هم دارند .. ميدانند چه بر سر اين خاک آمده .. شايد اشتباه ما از اول همان بود که 2 خرداد را حماسه خوانديم .. ونه يک شعور جمعي .. حماسه آفريدن هميشه يک رو ندارد .. حماسه و جنگ هميشه در يک رديفند .. حماسه هميشه محتاج هيجان است اما طلب واقعي اصلاحات چيزي جداي از اين احساس گرايي است .. يک نوشته و يک نامه از دوستي که در سرزميني ديگر اقامت دارد .. بدجوري به اندوهم کشانده .. شايد من هم دچار همين بيماري احساسي حماسي شده باشم .. نوشته آن استاد در دسترس است ... اما با اجازه دوست عزيزي که خيلي وقت بود خبري ازش نداشتم و اينک به مدد لينکي که گويا به نوشته ام داده ، باوبلاگم آشنا شده است .. تکه اي از ميلش را مينويسم .. خاطرات و کلنجارهايي که با اين دوست داشته ام ، بسيار خواندني و عبرت آموز است .. کاش مجالي پيدا شود تا بر همه اينها مروري داشته باشم .. اينهم تکه اي از ميلي که برايم فرستاده :: .. In one sense people ignore those that ignore them; but in the other side this was the only open door for people and they didn't want to try any more...
»
نوشته شده در ساعت 19:22 توسط بابای عرفان
موضوع :
» سياسي و اجتماعي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● در دایرهی پرهیز / پورنو / اروتیک ● سوالاتِ پیش از عقدِ خالهسوسکه یا فراپندارهای مبارزه در نظامِ حقیقی/حقوقی
نحوه نگارش :
پيش نويس
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● لکه اي ديگر بر ذهن همه شادي هاي شاعرانه ● يک ايده خوب و يک توضيح مختصر ● واژه آزاد انديش به جاي روشنفکر
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |