فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. گفتن از سياست و جواب خواستن، حق هر شهروندي است
یکشنبه 18 اسفند 1381

خب! طبق قراري که گذاشتم بايستي کم کمک وارد جنبه هاي عميق تر زندگي شده و سطح صيقلي و سوراخ سياست را به اهلش واگذار کنم .. در اين مورد يک مساله ميماند و آن اينکه ::
اين واقعا جاي تاسف دارد که خيلي از دوستان ما به دلايل مختلف منجمله کثافتکاريها و شارلاتان بازيهاي صاحبان قدرت و ثروت در ايران . از حق مسلم خود پيرامون اظهارنظر درباره نحوه اداره و سازماندهي جامعه و ميهن خويش گذشته .. و سياست زده شده اند .. به گمانم اين سياست زده گي همان چيزيست که ايشان ميخواهند .. درست است که گاه همين حضرات بر حضور مردم و دانشجويان در عرصه هاي مختلف تاکيد داشته اند .. اما آنچه منظور ايشان از حضور است چيزي در حد حمايت يا دادن بعضي شعارهايي است که قبلا در پشت دربهاي بسته .. محتواي آنها بررسي و سپس به جامعه تزريق شده است .. (اين کلمه تزريق چرا اينجوري به نظرم آمد ... ريق!) ..
همين مساله سبب شده که ما هر اظهار نظري پيرامون مسايل نسبتا کلان را وارد شدن و در نهايت محو شدن در باتلاق سياست اتلاق کنيم و خود و ديگران را از ورود به اين حيطه منع کنيم .. محدوده اي که همانقدر ورود به آن ساده است .. خروج از آن نيز با اردنگي مردم يا صاحبان زر و زور و تزوير سهلتر مينمايد .. هرچند اينک در وضعيتي هستيم که ميتوان با کمي شعور، سرنوشت نسلهاي بعدي را سروساماني داد و يا اينکه با تداوم همين بي شعوري، ايران و همه متعلقاتش را از ريشه در آورد و برباد داد ...
به عنوان مثال به آخرين اظهار نظر جناب آرمين! دقت بفرمائيد! .. قبول دارم که اين جناب وسازمانش در شکل گيري تحولات اخير نقش داشته .. همين اظهاراتش هم جالبه ... منتها در يکي از پاراگرافها به راحتي خودش و ديگر دوستانش را اصلاحات ناميده و مثلا به ملي مذهبيها از زاويه اي ديگر مينگرد .. يعني به راحتي اين مردمان آميخته با درد و مذهب و ملي گرايي را از جبهه اصلاحات اخراج ميفرمايد .. اين در حاليست که موتلفه با اينکه آنچنان سنخيتي با آبادگران ندارد آنها را نمايندگان مخفي خويش در شوراي شهر مينامد ... به هرحال وقتي دغدغه ثروت و قدرت و مصلحت به ميان اهل اصلاح آيد!! .. جز اين هم انتظاري نيست .. بگذريم!

براي اينکه کم کم از حال و هواي اينگونه مسايل خارج شوم .. اين منوهاي بسته دوستان وبلاگشهري را باز کردم تا هواي اينجا کمي تازه شود .. و البته لينکها را کمي مرور کرده و برترينهاشو انتخاب کنم .. اين مساله باعث ميشه کم کم تمرکزم درباره شعر و شادي و زندگي بيشتر شود .. راستش من الان بدجور گرفتار کارم .. وبه آنصورت قدرت تمرکز روي نوشته هام ندارم .. هر چي که هست حاصل افکار گذرانيست .. که گاه پريشانند .. آهان! تا يادم نرفته يک مساله را بازگو کنم .. از اولين روزهايي که وبلاگ نوشتن را شروع کردم .. دوستان و خواننده هاي مختلفي به سراغ اين وبلاگ آمدند .. از اينان با هر بار عوض شدن ريتم نوشتاري من تعداد بسياري ديگر نيامدند .. اما ميخواستم از چند دوست که هميشه و درهمه حال اين صفحه را باز کرده و با اينکه گاه فاصله ديدگاه ها و اعتقادات من و ايشان بسيار بوده ..بازهم از خواندن نوشته هاي اينجا و پيغام گذاري خودداري نکرده اند .. تشکر کنم .

.. درضمن مرتضي جان خوب فهميدي .. هومن خان هم خواننده اينجا شده و از سرزمين آنگلو ساکسون ها کلي سفارش هم داده .. اميدوارم يه وبلاگ هم بزنه .. الان که خيلي از دست وبلاگنويسا شاکي بود .. ميگفت چند تا وبلاگ اسم ببر که توشون ..زنجموره و ناله و درد و فلاکت و نق زدن نباشه! .راست ميگه خب... .آهان!.. .. محسن هم ديشب اينجا بود .. قرار بود ساعت چهار و نيم بيدارش کنم بره خدمت حضرات زورگو، .. يادم رفت ..ساعت شش ونيم به زور بيدار و بدرقه اش کردم .. الان هم نميدونم انفراديه يا در حال کلاغ پر!!

اينهم لينک دو دوست جديد ، يکي سبحان که اهل شعر و شعور است .. وديگري ماري . دختري شانزده ساله که اين نوشته اش خيلي برايم جالب بود .. تا بعد



» نوشته شده در ساعت 03:31 توسط باباي عرفان
لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
خب! طبق قراري که گذاشتم بايستي کم کمک وارد جنبه هاي عميق تر زندگي شده و سطح صيقلي و سوراخ سياست را به اهلش واگذار کنم .. در اين مورد يک مساله ميماند و آن اينکه :: اين واقعا جاي تاسف دارد که خيلي از دوستان ما به دلايل مختلف...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2