من که فکر ميکنم حاکمان امروز ايران اگر در اين وانفسا ، يک کار اساسي براي ايران بکنند ..تاريخ کمتر به آنها دشنام خواهد داد .. يک کاري در مايه هاي همون طرحي که قبلا نوشتم يا يه چيزي تو همين مايه ها .. مي دانم جا انداختن مساله سخت است .. و محتاج کمي دلسوزي و بسياري شهامت و تهور !.. اما کمترين دستاورد اين مساله از هم نپاشيدن تمدن و سنن ايراني و کم کردن اينهمه چالش و درگيريست .. يکي از دوستان مي گفت شايد از بين علما فقط و فقط بتوان شخصي مانند کديور را راضي به اينکار کرد .. اما به گمان من اگر با زباني مناسب و شيوا … شرح درد بيان شود .. همه دلباخته گان هر دو فرهنگ ايراني و اسلامي به اينکار راضي خواهند شد .. به قول قديميا .. باور کنيد هم خدا و هم خلق خدا راحت ميشوند! ..
والانتاين در محرم (شام غريبان)
از همه اعمالي که تو محرم انجام ميشه .. اين شام غريبانش را از همه چي بيشتر دوست دارم .. دسته دسته خانواده ها ، دختران و پسران جوان در محلي جمع شده و شمع روشن مي کنند … صورتهاي زيباي آرايش کرده در زير روسريها و لباسهاي مشکي ، به شدت جلب توجه ميکند .. از آنطرف برق موهاي ژل زده و چشمهاي سرگردان پسران .. در زير نور اينهمه شمع .. شادي شاعرانه عجيبي به آدم ميدهد!! .. همه اينها وقتي زيباتر مي شود که در فضاي غريبي از بوي عود و گلاب و آهنگهاي دلنشين دسته هاي عزاداري ، به شمع و چشم و برق نگاه و البته! .. هيبت متعجب عرفان خيره شوي! .. (بعضي وقتا اين مداحا چيزهايي را ميخوانند که حتي در گيره هم نميتوان يافت) ..
يکي شمعهايش را به شکل قلب درآورده .. ديگري نشان زورو درست کرده .. موبايلها مرتب زنگ ميزنه و قرارها تائيد ميشه .. چشمها همه دنبال خواسته و آرزوهاي گاه کوچک و ساده .. اما بسيار دور از دسترس .. نگاه ها پر از طراوت و ساده گي و نور.. اما جانها خسته و کم توان و گاه رنجور!! …
امسال هم همينطور بود .. شمع و گل و پروانه جور بود .. حتي چيز ديگري هم بود به نام ترقه و نارنجک .. که گه گاه گوشهاي چمعيت را نوازش ميداد !!.. صحنه جالبترش هم آتش زدن کارتن ها و کاغذها و پريدن از روي آنها بود .. فقط متاسفانه بازهم به دليل تاکيد شديد حاکميت بر بعد مذهبي!! .. کلانتري محله ما پر شده بود از همان دختران و پسران جوان ..
نکته : درميداني که ما بوديم به آنصورت درگيري نشد .. اما از قرار معلوم در ميدان محسني تهران .. شدت بگير و ببندها و زندان و باطوم و اينجور چيزا … بسيار فراوان بوده .. !! .. به هرحال اين اولين باري بود که حيفم آمد چرا آن دوربين ديجيتالي 200 تومني را نخريدم .. قبلا ميخواستم پولام رو جمع کنم 850 تومنيش رو بگيرم .. اما مثل اينکه نميشه!
--- تا يادم نرفته بگم … همسرم بالاخره وبلاگ نويسي رو به طور جداگانه شروع کرد .. يک وبلاگ تر وتميز هم درست کرده .. منتها هنوز مطلب وبلاگي خاصي ننوشته و فقط به سلام و عليک اکتفا کرده … بارانه هم ضمن آنکه مثل هميشه بسيار زيبا و روان مي نويسد .. دو عکس بسيار جالب هم گذاشته که واقعا ديدنيست!