يادداشت‌های بابای عرفان
. نامه اي به پائولو کوئيلو
یکشنبه 25 اسفند 1381

نه پائولو !!
ما هم قبلا فکر مي کرديم ، آينده از آن رانده شدگان است .. آينده آمد .. اما پائولو … به طرز خيلي مضحکي .. اين رانده شده گان چند سال پيش … خود تبديل به ويران کننده گان ديگري شدند .. باور نمي کني ؟؟ .. صبر کن پائولو .. صبر کن تا آینده از پشت کوه بدمد !! …

پا ئولو .. !!
يادت هست .. کنار رودخانه نشستي و گريه کردي .. من اما ديگر اشکي ندارم براي ريختن … ميداني پائولو.. من بدجور طرفدار فاشيسم شده ام .. تقصيري ندارم .. پائولو .. بازهم ميگويم .. حالا که اينقدر قرآن و مولوي را دوست داري .. يادي از خيام و حافظ هم بکن .. ميداني پائولو ..من از ضريب هوشي حافظ خيلي خوشم مي آيد .. وقتي که مي گويد .. آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست .. عالمي ديگر ببايد ساخت وزنو آدمي …

راستي پائولو .. نکند سربازان راه روشنائي ، پيشگامان مبارزه با شيطان بزرگ اند !!

شب به خير پائولو ..
من سيگارم تمام شده ..در برزيل به غير از فوتبال، نئشه کننده ديگري هم پيدا مي شود؟ .. تو شاد باش پائولو .. در دلت احساس راحتي کن.. بعدها اگر جنگي هم شد .. تو تقصيري نداري .. تو حرفهايت را زدي پائولو... بخواب پائولو .. شب به خير … شب به خير پائولو



» نوشته شده در ساعت 15:07 توسط بابای عرفان
نحوه نگارش : عاشقانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه
شورانگيز
الله ُ .. اکبر
آزادی برای اکبر گنجی
لينک‌ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است »

[ Movable Type3.2 | Persian Tools ]