فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. صدام، حضرت ابوالفضل و مردم عراق
چهارشنبه 28 اسفند 1381

----- عجب شبي بود! .. نه به اون ديشب که عين ماست وا رفته بودم ... نه به الان که عين فشفشه .. ازم دود و نور ميريزه !! . .. خدائيش عجب سروصدايي بود تو تهرون ... فشفشه و سيگاري و نارنجک و بمب و .. . ما هم البته تو اين بزم ايراني شرکت مختصري داشتيم .. اما خدائيش فک ميکنم خيليا امشب کپ کرده باشند ... والا اوضاع تهرون رو اصلا نميشه پيش بيني کرد .. يه باره مي بيني رنگ و روش کاملا عوض ميشه ...
به هر حال ما که شادي شاعرانه ايم .. آروز مي کنيم هميشه اين ملت سرخ سرخ و شاد شاد باشند .. حتي براي اونايي که مثلا دل از اين دنيا و اين زندگي بريدن و دلشون بهشت و جوي عسل و شراب ناب و حوري بهشتي مي خواد و دارن با عجز و التماس براي آينده شون برنامه ريزي ميکنن !!... صادقانه آرزو ميکنم روزي رو ببينيم که حتي با خدايي که تو ذهنمون ساختيم هم شادمانه صحبت کنيم .. و نه اينکه هر کار دلمون خواست بکنيم .. آخرش هم آويزون اين امام و اون امامزداه بشيم .. واسه شفاعت و پارتي بازي و اين جور چيزا ...

----- امروز با يه عراقي صحبت ميکردم!! .. خودتون حرفهاي اين بينوا رو بخونيد .. و ديدگاهش رو تجزيه و تحليل کنيد .. من که عجيب از عشق و پايبنديش به عقايدش ... اونم بعد از اينهمه جور و ملامت کف کردم! ... کف بيشتر وقتي حاصل شد که سعي داشت به نوعي جرج بوش رو هم وردست پنهان خدا بودنه که براي نجات خلق عراق به انواع اسلحه ها مجهز شده!!! ... مي گفت::
صدام يه دامادي داشته که خيلي باهم ندار بودن ! .. يه روزي چندين تن از نزديکان صدام بهش خيانت مي کنند .. و قصد جانش رو داشتن .. صدام قضيه رو مي فهمه و اونا مجبور به فرار ميشن ... هيچ جا رو بهتر از حرم حضرت ابوالفضل براي پناه آوردن پيدا نميکنن .. به هر طريق ميرن تو حرم پناه ميبرن به حضرت .. اين آقا داماده با بي شرمي تمام صحن حرم رو زير آتيش خمپاره ميگيره و اونا يا کشته ميشن و يا اسير ... اين ماجرا تموم ميشه .. تا روزي که اين آقا داماده و دختر صدام ميرن اردن .. از قرار معلوم يه نداهايي از بعضي روابط اينها و نيتهاشون به صدام ميرسه .. يعني به هرحال اينا هم با دشمنان صدام به طور مخفيانه ارتباط برقرار ميکنن ... صدام که متوجه اين مساله ميشه .. يه مجلس به بهانه جشن تولد دخترش ميگيره ... از قبل حدود پنجاه تا سگ هيکلي رو گرسنه نگه مي داره ... موقع مراسم سگها رو ول مي کنه به جون داماد و دختر و بچه هاش .. از اونا يه مشت استخون هم بر جا نميمونه ... اين عراقيه مي گفت اين انتقام سفت و سخت حضرت ابوالفضل از اين داماده بوده که به حرمش گستاخي کرده .. و بازهم ميگفت اينبار قراره انتقام همه ملت عراق توسط بوش گرفته بشه .. اون مي گفت دست خدا صدا نداره که هيچ!! ..جالبه که اين اوستا کريم! .. از يه کسايي براي حمايت از خون عزيزانش استفاده ميکنه ... که ... فقط بشين و ببين و کف کن!!

----- اينم سايت انگليسي آقاي بهنود ... اميدوارم همانطور که تو قسمت لينکهاي سايت جديدش درباره وبلاگش نوشته که هر روز آپديت ميشه ... حتما به قولش عمل کنه و اينکار رو بکنه ... درضمن يه نکته جالب هم تو آخرين نوشته آقا مسعود ... درباره حدر بود .. که من شرحش رو تو انجمن گيره نوشتم ..!!

----- آتيشتان تند و سرخ و پرنور باد!!



» نوشته شده در ساعت 05:03 توسط باباي عرفان
لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
----- عجب شبي بود! .. نه به اون ديشب که عين ماست وا رفته بودم ... نه به الان که عين فشفشه .. ازم دود و نور ميريزه !! . .. خدائيش عجب سروصدايي بود تو تهرون ... فشفشه و سيگاري و نارنجک و بمب و .. . ما هم...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2