|
یکشنبه 3 فروردین 1382
من عازم سفرم ... به اصرار همسرم که خواست این شعر ، آخرين يادگاري من قبل از سفر باشد .. مطلب جديدم را در پست قبلي وارد کردم!! .. سال نو شد! .. من اما کهنه تر شده ام! .. راستي چرا؟!.. يک زماني اخوان گفته بود : نادري پيدا نشد .. کاشکي اسکندري پيدا شود .. يادش بخير! :: اشکهایت را پاک کن بابا! :: سخت نگير بابا! :: من بزرگ مي شوم :: غصه نخور بابا! :: خدايي که هست! :: برايم شعري بگو :: پس چه کنم من! »
نوشته شده در ساعت 08:16 توسط بابای عرفان
موضوع :
» سياسي و اجتماعي
تازه ترين نوشته های مرتبط با اين موضوع ● بهنام زندگی: عهدنامهی کودک از حیرت ِ گلستان ● در دایرهی پرهیز / پورنو / اروتیک ● سوالاتِ پیش از عقدِ خالهسوسکه یا فراپندارهای مبارزه در نظامِ حقیقی/حقوقی
نحوه نگارش :
» شاعرانه
تازه ترين نوشته ها به همين شيوه ● بهنام آزادی بیان: رونمایی و انتشارِ رمان ● بهنام انسان: بیامضاء باشتر از خویش ● بهنام روشنگری: ترانهی خورشید
لينکها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتی ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده، بلامانع است » |