|
پنجشنبه 14 فروردین 1382
همانطور که در پست قبلي تلويحا گفتم .. اگر روزي شنيديد که صدام يا مابقي ديکتاتورها از حکومت خود به همين راحتي گذشتند .. آنوقت ممکن است اين هودر شيطون هم از ابوالبلاگري دست بکشه .. يک تغيير نيمچه محسوس! الان به مدت پنج ساعت تمام در حال بحث بر سر هيچ و پوچ بودم .. همان درگيريهاي تلف کننده فکري و فلسفي، که به خاطر وجود حکومت فقه .. در همه گوشه و کنارها .. عزيزان را به جان هم انداخته! .. در عجبم از مذهبي که بيشتر يک درک شهودي کاملا شخصي است ، چگونه ذره ذره همه ذهنها را به خويش مشغول کرده .. و فرصتها براي آباداني و پيشرفت اجتماعي را از همه ما سلب کرده!! .. شعور و درک معنوي از دين و خدا .. جاي خود را به يک مشت کلمه و حکم سردرگم داده است .. .. از يک طرف سعي در اثبات حقانيت به هر وسيله اي و از ديگر سو سعي در انکار و به گند کشيدنش بازهم به هر وسيله اي ! .. تنها لحظه هايند که بي محابا مي گذرند ! و هيچ ردي از خويش برجاي نمي نهند! |