|
سه شنبه 26 فروردین 1382
::: خوب من يه کم جو گير شده بودم .. برداشتم اسم اينجا رو عوض کردم ... دوباره که سر عقل اومدم همون شادي شاعرانه رو گذاشتم ، با اين تفاوت که در موقعيتهاي مختلف مرام و هدفم رو همون تک جمله بالاي صفحه مشخص مي کنه ..موقعيت فعلي هم که جستجوي شاديه در لابه لاي اينهمه سطوح سخت به هم چسبيده! .. عين جستجوي يک لاشه لاي جرز ديوار مونده مي مونه! ::: بدجور نسبت به اين جوي که بوجود آمده نگرانم! .. مثلا اين صحبتهاي آقاي ابطحي .. خيلي گنگه! .. ويا عملکرد هودر وسينا و باقي کله گنده ها که خيلي محتاط شدن!.. وانگار مي خوان يه جوري حواس ما رو نسبت به يه مساله خيلي مهم پرت کنند! . نميدونم شايد اين لحظات واقعا آبستن حوادث خيلي عجيب و غريب باشه و به همين زودي زود نوزادي تازه به دنيا بياد ... ::: امشب يه مهمون عزيز داشتم .. مثل هميشه وقتي به هم مي رسيم مي ريم سراغ بازي هاي کامپيوتري ... فوتبال 2003 رو تو شبکه بازي کردن خيلي حال ميده .. اون کرختي خاصي که دستا رو لحظه به لحظه وادار به نوشتن در وبلاگ ميکنه ، کمي سرحال مياره! .. حتما گاه گداري امتحانش کنيد .... :: پوريا در وبلاگ خودش يک بحث جديد راه انداخته و تغييرات جامعه را در اين سه دهه پيش بررسي مي کنه .. پوريا طبق رسالتي که تو وجود خودش درباره زندگي و خانواده احساس مي کنه .. از زواياي مختلف مسايل مربوط به زنان و مردان و نحوه ارتباط آنها را بررسي ميکنه .. تو قسمت اول بحثش از زاويه جديدي به مساله انقلاب نگاه کرده که مي تواند بحثهاي عميقي رو در پي داشته باشه .. در قسمت دوم تحليلش به سراغ دغدغه هايي خاص رفته که هرچند اون کليت بحث اول رو محدود ميکند اما واقعيتي است که به هر حال در جامعه ما سبب تغييرات مختلف رفتاري و فرهنگي شده است .. تا ببينيم در ادامه چه خواهد گفت .. |