با توام بازجو! ... سينا چه کرده است ؟
وبلاگ مي نوشت؟
من هم مي نويسم
ما هم مي نويسيم
به کنج خانه نشسته ام تا دلم را بگشايم !
یادت نيست چگونه بر همه اشتياقم تاختي؟
يادش بخير : دلم شيفته صلح بود و ايران
دلي که روزي گنجي بود
بي انصاف!
غارتش بس نبود؟
پا از گلويم بردار
مي خواهم خود را مرور کنم
مي خواهم خود را به باد بسپارم!
اين سالها فقط شما را مي ديديم
تو وبرادرانت را ..
بگذار باد بيايد ..
مي خواهم جهان را ببينم
مي خواهم بنويسم!
مي خواهم عيارم را بسنجم!
با آن خشم چرکين نگاهم مکن!
تعقيبم کن اما
بيا
بيا
بيا و ببين چگونه دلم خيس خواهد شد
ببين چگونه دوش نور مي گيرم
دربند تو نيستم!
تو در بند مني!
با توام بازجو! ... سينا چه کرده است ؟
وبلاگ مي نوشت؟