|
شنبه 6 اردیبهشت 1382
عرض کنم که متاسفانه يا خوشبختانه .. فعلا ميل به نوشتن در من نيست .. احساس مي کنم به خاطر ندانستن رموز محافظه کاري ممکن است حقوق اينهمه دوستاني که صميمانه و صادقانه حرفهاي دلشان را در وبلاگهايشان مي نويسند پايمال کنم .. (اين مساله يکي از اصول زندگي من است که سعي کنم حتي در مقام نوشتن به کسي ظلم نکنم.. بايستي بيشتر از اهدافم مطمئن شوم و بيشتر بينديشم) .. شايد هم به پاسداشت حرمت همه آنهايي که گمان مي برند ميتوان به مانند شعور يک چشمه در دل کوه نفوذ کرد !! .. علاوه بر آنها که گفتم به علت آنکه موجر ما ميخواهد پسرش را داماد کند و بالاجبار ما را جواب کرده و بايد به فکر خانه اي ديگر و دست و پا کردن هزينه هايش باشم!! .. و اينکه فيشهاي تلفن به مبلغ بالاي 100 هزار رسيده!! .. و ديگر آنکه وضع فعلي جامعه آنچنان خراب است و آنچنان تحت فشار قرار گرفته که ظرفيت شنيدن اين حرفها را ندارد و با اين حرفها ممکن است مساله اصلي فراموش شود! .. و بعد هم عقب افتادن پروژه ها و زياد شدن غم نان!! .. به همه اين دلايل و صدها دليل نانوشته ديگر .. فعلا تا دو ماه ديگر هيچ نخواهم نوشت الا کدهاي پروژه هايم را! .. وفقط ميخوانم! .. تا دو ماه ديگر بدرود .. حتما بر ميگردم .. وسعي ميکنم در عرض اين چند ماه بار شعورم را افزون کنم .. (در اين مدت اگر لينک خوبي يافتم در سفره صبحانه خواهم گذاشت) ::: سينا مطلبي را اعدام کن، قول مي دهم که بترسم ::: اسمت را فراموش کن، وبلاگت شناسنامه جديد توست |