فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. بستن سايتها و کنترل وبلاگها چرا؟
یکشنبه 21 اردیبهشت 1382

:::: خب بعد از اون قرار وبلاگي که با دوستان داشتيم ، الان دلم مي خواد بيشتر بنويسم . دو ماه خيلي زياده واسه ننوشتن ، منم که هيچ وقت اهل وفا نبوده ام (تو مايه هاي هزار وعده خوبان نيست ها).

:::: بستن سايتها و کنترل وبلاگها چرا؟
اونروزي که تو اوج درگیري آمريکا و عراق فهميدم که چند وبلاگ نويس از عراق مي نويسند، ناخودآگاه تو دلم احساس کردم که نکنه واقعا صدام ديکتاتور و مستبد نيست و کشورش هم آزاده. اين تصور براي همچو مني که مي داند چگونه وبلاگ مي نويسند و ميداند وبلاگ نوشتن از روي آزادي صرف و احساس راحتي کامل نيست، تداعي کننده نوعي آزادي است چه رسد به آنهايي که وضعيت همه را با وضعيت خودشان مقايسه مي کنند. من مطمئنم همه دنيا وقتي مي فهمند که ايران يکي از قدرتهاي وبلاگنويسي است به مخيله شان هم نميرسد که اينجا قانون جنگل حاکم باشد.

اين واضحه که قدرت تحليل مجموعه حاکميت ايران خيلي پائينه. به اسم منافع ملي و استقلال با سايتها برخورد کردن و دهانها رو بستن بيشتر شبيه يک جوک بي مزه تکراريست تا يک راهبرد سازنده. اعتقاد دارم با کاري که فعلا حاکميت ايران در کنترل و محدودسازي اينترنت مي کنه ديگه کمتر کسي تو دنيا راضي ميشه که يه ذره به آرمانهاي اونا و يا همين حرفهاي صد تا يه غازشون توجهي بکنه. برق نگاه اون کساني هم که از وجنات ما به وجد آمده اند، به خاطر هيکل متناسب و نيروي عميق فرزانه گي ما نيست، برقي برگفته از چراغي نفت سوز است که بعد از خرج دلارها به چشم غره ديگري بدل خواهد شد... بازهم در اينباره خواهم نوشت

:::: اين اداره اماکن بدجوري به اهالي فرهنگ و هنر گير داده. شايد واقعا هم هدفي نداره و فقط در پي دزديدن هنر اينان است. شايد هم واقعا دلش مي خواد در پرتو همنشيني به زور با اين دوستان، رنگ و رويي به ذهن خودش بده. به گمانم حتي اگر اين فکر را نداشته باشه کم کم زورکي هم شده به نا و نوايي خواهد رسيد .. دراينباره بيشتر مينويسم.

:::: يه نکته ديگه هم امروز يکي از دوستان گفت که جالب بود : حکايت همان 124 هزار پيغمبري که براي جوامع شرقي آمده و هنوز هم نه تنها ادب نشده اند که بازهم بايستي آدمي از دياري که هيچ پيغمبري در آنجا سابقه حضور نداشته، بلند شود و براي ادب کردن اينها طي الارض نمايد.. من اما مانده ام، اين ميراث 124 هزار پيغمبر است که ما را اينچنين به جان هم انداخته و يا توطئه رجال پيغمبرنما... ما خيلي خنگ و ناسپاسيم يا پيغمبران معلمان خوبي نبوده اند.. به گمانم اين نشاندهنده اوج بي جنبه گي ماست که اينقدر به ارشاد نياز داشته ايم و اينقدر حس مريد و مراد بازيمان ملس بوده است... هنوزهم اما اين حربه کارساز مي شود.

:::: تو کف اين مقاله بهنودم .. به خصوص اون پاراگرافهاي آخرش .



» نوشته شده در ساعت 14:49 توسط باباي عرفان
لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
:::: خب بعد از اون قرار وبلاگي که با دوستان داشتيم ، الان دلم مي خواد بيشتر بنويسم . دو ماه خيلي زياده واسه ننوشتن ، منم که هيچ وقت اهل وفا نبوده ام (تو مايه هاي هزار وعده خوبان نيست ها). :::: بستن سايتها و کنترل وبلاگها چرا؟ اونروزي...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2