تکرار نگاهت تازيانه اسطوره ای خدايانی سهمناک را برسطرسطر وجودم مي شکاند. من : خونين و سرافراز فواره فرياد زخمهايم را به تماشا نشسته ام. در ژرفنای نگاهت حديث نگفته ای است از زخم فرياد در گلو شکسته ای از عشق. من : غرق می شوم در تو در زلال نگاهت با سماجتی عجيب. اصرار نگاهت هزار مرتبه تکرار می کند مرا مرهم می نهد رد تازيانه هايم را عاشقم می کند می تکاندم ....
تکرار نگاهتتازيانه اسطوره ای خدايانی سهمناک را برسطرسطر وجودم مي شکاند. من : خونين و سرافراز فواره فرياد زخمهايم را به تماشا نشسته ام. در ژرفنای نگاهت حديث نگفته ای است از زخم فرياد در گلو شکسته ای از عشق.من : غرق می شوم در تو در زلال نگاهت با...