کاري ندارم به اینکه خدا چه شکلي است و اصلا وجود دارد یا نه .. اما به تصور اکثر انسانها ، نیروي خلاقيت عظيمی ، باعث پيدايش هستي شده است... خداي ادیان، خداي باستانشناسان، خداي فیزیکدانان، خداي فلاسفه و خداي شاعران، همگي با این خصلت ناب معرفي شده اند. اما آنروز که این نیروي عظیم، قدرت زاینده گي يافت، آنروز که نطفه الست بسته شد، وزمین و زمان بارور شد .. فضا سرشار از شادي شد: شادي ميلاد ، شادي حيات، شادي خالق و.. ساده بگويم هرگاه ما يک مساله بسيار دشوار را حل ميکنيم، یا به يک کشف بسیار مهم می رسيم، دچار شور و شوق زايدالوصفي ميشويم .. سرمان خالي ميشود ، احساس بي وزني و سبکي ميکنيم .. حالتي معلق در فضاي ذهن و عین .. چیزي که به جرات و راحتی میتوان شادي ناميدش. همين را داشته باشيد به ياد آنروزي که انسان، اين شاهکار خلاقيت خالق متولد گشت.. روزي که نطفه هستي ترکيد! ..ميدانيد آن لحظه همه هوا و فضا سرشار از انرژيهای ناميرا و رهايی شد که بعدها مجموعه اي از آنها روح بشري را آفرید .. روحي که از پراکنده شدن انرژيهاي حاصل از شادي خالق بوجود آمد!.. انرژيهايي که به تمام هستي و به لحظه لحظه زمان سرايت کرد .. انرژيهايي که شادي آفرید! و من گاه مي انديشم : خدا شادي را آفريد .. يا طلب شادي جاودان، خداي را.. مي بينيد.. درباره رابطه خدا و شادي چيزهاي فراواني ميتوان نوشت اما براي درک عميق اين رابطه ..وچگونگي و چيستي خداي حتي .. راهي جز طريقت شاعرانه نيست...هرچند معتقدم جنگ هفتاد و دو ملت همه براي بدست آوردن شادي بوده است .. کلمه معصومي که گاه در پس عبارات پرطرفداري مثل مذهب ، ميهن ، نژاد و حتي خدا مهجور مانده است.. کلمه اي که همه تلاش و آرزوي بشر در طول ادوار به هر شکل و شمايي که بوده برای بدست آوردن آن بوده.. اما اينک فقط با غم معنا مي يابد .. فقط با .. نظر شما چيست؟
کاري ندارم به اینکه خدا چه شکلي است و اصلا وجود دارد یا نه .. اما به تصور اکثر انسانها ، نیروي خلاقيت عظيمی ، باعث پيدايش هستي شده است... خداي ادیان، خداي باستانشناسان، خداي فیزیکدانان، خداي فلاسفه و خداي شاعران، همگي با این خصلت ناب معرفي شده اند.اما آنروز...