فتو وبلاگ آينه شادي
« قبلي | بعدي »
يادداشت هاي باباي عرفان
. هیچ مگو!
دوشنبه 25 آذر 1381
راستش امشب به یاد مولوي و بامدادم .. و اين شعر :

من غلام قمـرم .. غير قمــــــــــــــر هيچ مگو
پيش من جز سخن شمع و شکــر هيچ مگو

سخن رنج مگو .. جز سخـن گنـــج مگو
ور از اين بي خبري رنـــج مبر هيچ مگو

دوش دیوانه شدم .. عشق مرا دید و بگفت
آمدم .. نعره مزن .. جامه مدر ... هیچ مگو

من به گوش تو سخنهای نهان خواهــــم گفت
سر بجنبان که بلی ، جز که به سـر هيچ مگو

گفتم این چیست بگو زير و زبر خواهــــــم شد
گفت میبـــاش چنین زیــــــــــر و زبر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشرست
گفت این غیر فرشتــــه است و بشر هیچ مگو
....
ای نشسته تو دراين خانه پر نقش و خيــــــال
خيز از اين خانه برو .. رخت ببر ... هيچ مگـــــو



» نوشته شده در ساعت 22:18 توسط باباي عرفان
لينک ها به اين صفحه : [ از نگاه تکنوراتي ]
« نقل مطالب اين وبلاگ با لينک مربوطه و نام نويسنده ، بلامانع است »

» آرشيــــو

چکيده :
راستش امشب به یاد مولوي و بامدادم .. و اين شعر :من غلام قمـرم .. غير قمــــــــــــــر هيچ مگوپيش من جز سخن شمع و شکــر هيچ مگوسخن رنج مگو .. جز سخـن گنـــج مگوور از اين بي خبري رنـــج مبر هيچ مگودوش دیوانه شدم .. عشق مرا دید و بگفتآمدم...

آخرين نوشته ها :



همولايتي هاي به روز شده :

»» الباقی همولایتی ها

Powered by
Movable Type3.2